ناصر الدين شاه قاجار

147

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

پدر محمد على خان هم در كربلا مانده است ، كه بعد بيايد . حاجى آقا باباى حكيم در كربلا بود . ناخوش بود . همراه ما هم به نجف نيامد . كربلا مانده است ، كه بعد بيايد . شير محمد مير غضب باشى ، هم در كربلا مانده است . رضا قلى خان نايب ايشك آقاسى باشى هم مانده است . آقا سيد صادق هم كربلا تشريف دارند ، بعد خواهند آمد . روز دوشنبه بيست و پنجم [ شهر رمضان ] امروز در مسيب اطراق شد . صاحب ديوان بارخانه [ اى ] پيشكش ، خربزه ، گزترشى ، و . . . فرستاده بود . آدم امام جمعه اصفهان هم آمده بود . معمم بود . مشير الدوله از كربلا آمد . مىگفت در شهر كربلا ، دو ميخانه ، يهودىهاى پدر سوخته باز كرده بودند . همه را خراب كرده [ و ] يهودىها را حبس كرده است . ناهار خورده شد . چهار ساعت به غروب مانده سوار كشتى كوچك بخار شديم . پاشا هم آمد نشست . سياچى ، يحيى خان ، محمد على خان ، امين السلطان ، عرفانچى ، قهوه‌چى باشى ، بودند . بوى بخار هيزم و كثافت كشتى را مىزد به ما . سر درد آورد . خربزهء اصفهانى ، پرتقال خورديم . كشتى بسيار يواش‌يواش مىرفت . سربالاى رودخانه رفتيم الى ابتداى نهر حسينى . عرفانچى روزنامه مىخواند ، كشتى بسيار محقر و كوچكى بود . بدبو ، سردردآور ، خلاصه برگشتيم به منزل ، تند . اين دفعه آمديم رفتم منزل . اغلب بارها امشب مىرود . قال و مقال غريبى بود . بار صندوق خانه ، جواهرات و . . . آبدارخانه ، همه متفرقه نصف شب راه افتادند . متصل صداى تفنگ مىآمد . اهل اردو مىانداختند . معركهء غريبى بود . دزد و عرب هرزه مسيّب هم معروف است . خيلى هم شب جلو بارها آمده بودند . حكيم طولوزون كه به حلّه و ذى الكفل و . . . بابل رفته بود ، امروز آمد . از احوالات آنجا تعريف مىكرد . سياحتى كه كرده است ، گفتم بنويسد در آخر اين روزنامه انشاء الله نوشته خواهد شد . روز سه‌شنبه بيست و ششم [ شهر رمضان ] امروز بايد يكسر رفت به عمارت قصر ناصرى بغداد . صبح زود برخاسته هوا ابرى بود . باران هم مىآمد . رخت پوشيديم . گربه‌ها را وقت اذان ، بيچاره‌ها را بردند . بسيار هم سرد بود . سوار شدم . رانديم . نوكرها حسام السلطنه ، مشير الدوله ، يحيى خان ، امين السلطان را گذاشتيم حرم را رد بكنند . از صبر « 1 » رانديم . آن‌طرف صبر ، از بازار كثيف گذشته ، توى صحرا سوار كالسكه شده رانديم .

--> ( 1 ) . پل